بوق...بوق...صدای بوق سرسام آوری می آید،کله ی مردی از پنجره ی ماشین بیرون می آید،با راننده جلویی حال و احوال می کند و به خواهر و مادرش درود می فرستد،حرکت می کند،بعد از چند دقیقه به مقصد می رسد،اتومبیل را پارک می کند،پیاده می شود،آدامسش را روی زمین می اندازد،خلط سینه اش رامی گیرد و در کنار آدامسش پیاده می کند،حرکت می کند،در رستوران را برایش باز می کنند،با طمانینه وارد می شود،کتش را صاف می کند،شخص مورد نظر را پیدا می کند،دستی برایش تکان می دهد،صورتش را کج و ماوج می کند و لبخندی می زند،سر میز که نشست اولین کاری که می کند این است که دستمالی از روی میز بر دارد و گوشه ی لبش را جلا می دهد،بحث اغاز می شود،موضوع سنت و مدرنیته است،به شدت از هر دو دفاع می کند،غذایش را نصفه می خورد،ژست فاتحانه ای به خود گرفته بحث را تمام می کند،از آنجا خارج می شود...
بوق...بوق...بوق...بوق...صدای بوق سرسام آوری می آید،کله ی مردی از پنجره ی ماشین بیرون می آید،با راننده جلویی حال و احوال می کند و به خواهر و مادرش درود می فرستد،حرکت می کند،به درب قهوه خانه می رسد،وارد می شود و قلیانی می کشد،بهد به منزلش می رود و تمام.
پ.ن : سنت :سنت عملی تکراری، قابل تکرار و تکرار شوندهاست که برای هر بار تکرار آن نیاز به بارگذاری فکری ندارد.
- مدرنیتهٔ علمی و تکنولوژیک: که نتیجهٔ آن گسست معرفتی با کیهانشناسی ارسطویی، ایجاد علم جدید، انقلاب صنعتی و تکنولوژی مدرن است.
- مدرنیتهٔ زیباییشناختی: که از رابطهٔ جدید انسان با زیبایی و مفهوم جدید ذوق و سلیقه نشأت میگیرد.
- مدرنتیهٔ فلسفی: مدرنیته به معنای آگاهی سوژهٔ فردی از طبیعت و سرنوشت خود و قرار دادن این سوژه به منزلهٔ پایه و اساس تفکر و اندیشه